امام علی عليه ‏السلام :
بخشش كارگزاران از اموال مسلمانان، ظلم و خيانت است.

بسمه تعالی

 

اصول سرپرستی : جلسه دوم

 اهمیت وضرورت سازمان:

انسان درطی مراحل زندگی ودر دوره های مختلف تاریخی برای رفع نیازها ومشکلات خود ناگزیر به همکاری ومساعدت با انسانهای دیگربوده است .و انسانها همواره ازسازمان بعنوان ابزار و وسیله ای برای رسیدن به اهداف خود و رفع تنگناها، دشواری ها و پاسخگویی به نیازهای متنوع خود بهره جسته است

جامعه شناسان انسان را طبعا مدنی واجتماعی می دانند .وسازمان بعد اجتماعی انسان محسوب می شود.

 

 

تعريف سازمان:

گروهي متشکل از دو يا چند تن که در محيطي با ساختار منظم و از پيش تعيين شده براي نيل به ‌‍‎‏‍اهداف گروهي با يکديگر همکاري مي‌کنند.

 

انواع سازمان‎‎‎ها:

1. سازمانهاي انتفاعي و غير انتفاعي

2. سازمان‎‎هاي توليدي و خدماتي

3. سازمان‎‎هاي دولتي و خصوصي

 سازمان‌هاي انتفاعي:

سازمان‌هايي هستند که با هدف کسب سود تشکيل مي‌شوند.

 سازمان‌هاي غير انتفاعي:

اين سازمان‌ها، با اهداف اجتماعي، فرهنگي، مذهبي و سياسي تشکيل مي‌شوند مانند اتحاديه‌هاي کارگري و انجمن‌هاي مذهبي.

 سازمان‌هاي توليدي:

اين سازمان‌ها از مواد خام يا مواد اوليه براي توليد کالا استفاده مي‌کنند.مانند کارخانه‌هاي توليد کفش و تلويزيون.

 سازمان‌هاي خدماتي:

اين نوع از سازمان‌ها خدمات ارائه مي‌کنند مانند خدمات مشاوره عمومي و خدمات پزشکي.

 سازمان‌هاي دولتي:

اين نوع سازمان‌ها تحت کنترل دولت هستند.

 سازمان‌هاي خصوصي:

اين نوع سازمان‌ها بجاي کنترل دولت توسط افراد يا بخش خصوصي کنترل مي‌شوند.

 

مکاتب و نظریه های مدیریت :

سير تحول نظريه‌هاي مديريت و سرپرستي
تقسيم سير تفكر انسان بر مبناي شرايط فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي پديده اي اختياري است كه صاحبنظران براساس تلقي‌هاي خود به آن مي‌پردازند.

آلوین تافلر سه موج را در این خصوص معرفی میکند :

1 - کشاورزی یا سنتی

2 -  موج صنعتی

3 -  موج جامعه اطلاعاتی

 موج اول عصر جوامع کشاورزی: تولید محدود، خانواده گسترده، زاد و ولد بالا، نیروی کار فراوان، روابط نزدیک و صمیمانه مدیریت به صورت سنتی بوده

 موج دوم عصر صنعتی (ظهور مدیریت علمی): اوایل قرن بیستم، تولید انبوه، خانواده کوچک و هسته ای، رشد جمعین پایین، نیروی انسانی کمتر، روابط رسمی مدیریت به صورت علمی و کلاسیک بوده

  موج سوم عصر فراصنعتی (اطلاعات):  مدیریت کنونی است .

 

سیر تحول مکاتب مدیریتی

1-   نگرش مدیریت سنتی ( کلاسیک ) (مدیریت علمی): فردریک تیلور (پایه گذار)، ماکس وبر، هانری فایول، لوتر گیولیک

2-   نگرش مدیریت روابط انسانی ( نئو کلاسیک ) که به آن رفتار گرایی نیز میگویند . التون مایو، هاثورن

3-   نگرش مدیریت سیستمی .

4-   نگرش مدیریت اقتضایی

5-   نگرش های مدیریت نوین ( مدیریت دانش و جامعه اطلاعاتی ) .

در مکتب کلاسیک ماکس وبر : کسی است که بحث بروکراسی را مطرح میکند . اگر بحث بروکراسی مطرح شد به این دلیل بود که استفاده بهینه از منابع تولید استفاده شود به عبارتی کاری است که باعث میشود به سازمان نظم داده شده و از هدر رفتن منابع تولید جلوگیری بوجود آید .

قرن بيستم و آغاز جنبشهاي منظم مديريت:

طی قرون گذشته روش های مختلفی به منظور ارائه دانش فراگیر برای دستیابی به مدیریت اثر بخش مطرح گردیده,که هر یک دارای سودمندی های خاص خود است و در مدیریت به آن "مکتب"یا"نظریه" گفته می شود که مهم ترین آنها عبارت اند از:

علمي ترين ديدگاه‌هاي مديريت منظم عبارتند از:

1 -   نظريه كلاسيك‌ها

2 -   نظريه نئوكلاسيك‌ها

3 -  نظريه‌پردازان علوم رفتاري

4 -  نهضت نوين مديريت

 نظریه های نوین :
دانش مدیریت در جریان جنگ جهانی دوم و پس از آن شاهد تحولات چشم گیری بود که منجربه شکل گیری نظریه های مختلفی درباره ی مدیریت گردید.این نظریات به طور خلاصه عبارت اند از:

1 نظریه کمی

2 نظریه سیستمی

3 نظزیه اقتضایی

نظریه کمی :

این نظریه هم زمان با مکتب نئوکلاسیک ها در زمان جنگ جهانی دوم در انگلستان شکل گرفت و شامل سه شاخه 1 - علم مدیریت 2 - پژوهش عملیاتی 3 -  سیستم های اطلاعاتی مدیریتی است

نظریه سیستمی :

این نظریه در واقع پیامد روش کمی است و بیشتر این حقیقت را روشن می سازد که تمامی عناصر و اجزای یک سازمان,بخش هایی از یک نظلم یا سیستم به هم پیوسته اند. یک سرپرست علاوه بر سیستمی کردن واحدخود باید مراقبت کندکه بین قسمت او و سایر بخش ها در سیستم سازمان ارتباطی اثر بخش برقرار شود.

نظریه اقتضایی :
بسیاری از صاحب نظران جدید مدیریت,نظریه سیستم را یک گام جلوتر برده و تاکید می کنند که هر موقعیت سازمانی باید با دقت بررسی شده و با آن به عنوان مشکلی متفاوت برخورد شود.

این نگرش"که هر چیز به موقعیت بستگی دارد"به عنوان شیوه ی مبتنی برموقعیت یا نظریه اقتضایی شناخته می شود که در آن مدیر باید امور را با توجه به موقعیت های خاصی انجام دهد که با آنها روبرو است

نظریه Z:
نظریه"Z" پس از مطالعه شیوه ی مدیریت"J"ژاپنی و"A" آمریکایی,ارائه شد.نظریه A بر مسئولیت و تصمیم گیری فردی تاکید داشت و تعهدی برای استخدام بلند مدت افراد وجود نداشت.در نظریهJ  استخدام برای همه عمر خدمتی,مسئولیت گروهی و تصمیم گیری مشارکتی مورد توجه بود. نظریهZ, که در حقیقت ترکیبی آرمانی از شیوه های مدیریتی ژاپنی وآمریکایی است.جنبه های مثبت هر دو نظریه را در برداشت که شامل:تعهد به استخدام برای همه عمر خدمتی,مسئولیت فردی و تصمیم گیری مشارکتی است.

دو خصوصیت عمده نظریه Z به عبارت اند از:
1 -  استخدام برای همه عمر خدمتی
2 -  تصمیم گیری مشارکتی

مدیریت علمی تیلور:

در اواخر قرن نوزدهم میلادی گروهی تلاش کردند اصول مدیریت را با بکارگیری روش های مهندسی در طراحی شغل عملی تر سازند این گروه تلاش خود را بر طراحی اثر بخشی کارکنان متمرکز کردند. در راس این گروه مهندس جوانی به نام ردریک وینسلو تیلور مطالعات دامنه داری را در این زمینه شروع کرد.

روش تیلیور  به این گونه بود که از طریق مطالعه چگونگی انجام کار قواعد حاکم بر کار را کشف و بر این اساس به اصولی دست می یافت که به مدیریت علمی شهرت یافت.

فردریک تیلور در مکتب کلاسیک بنیانگذار مدیریت علمی است در اوایل قرن بیستم که هنوز هم در سازمان ها اجرا می شود. ایشان مدیریت را به عنوان یک علم مطرح میکنند این مدیریت به ما میگوید که چگونه از منابع محدود در جهت پاسخگویی به نیازهای نامحدود میتوانیم استفاده کنیم به عبارتی علم مدیریت با این هدف ایجاد شد که از منابع محدودی که در اختیار داریم در جهت اهداف خود استفاده کنیم به نحوی که پاسخگوی نیازهای نامحدود ما باشد

تیلور هدف خود را از نگارش مدیریت علمی سه چیز می شمارد:

1- بیان زیانی که کشورش در اثر عدم کارائی متحمل می شود.

2- توضیح این موضوع که راه حل برطرف کردن عدم کارائی استفاده از اصول مدیریت علمی است.

3- ثابت کردن این واقعیت که مدیریت علمی بر اصول و قدردانی مبتنی است که می تو.ان آنرا در مورد کلیه فعالیت ها بکار برد.

تیلور مدیریت را به صورت فرایندی می دید که از طریق آن کارها به وسیله افراد بصورت انفرادی و یا گروهی، انجام می گیرد.

تیلور برای حل مسائل مدیریت ، مراحل زیر را دنبال می کرد:

1- تعریف و شناسایی مسئله و یا مشکل

2- شناسایی و تجذیه و تحلیل کلیه عوامل موثر در کار

3- اندازه گیری عوامل قابل سنجش در کار

4- ثابت نگاه داشتن کلیه عوامل موثر در کار غیر از عامل مورد بررسی

5- استنتاج اصول مدیریت علمی بر اساس روش خود که مبتنی بر مشاهده و مطالعه است.

6- اثبات علمی اصول استنتاج شده از طریق به کار گیری مکرر آن ها در محیط کار

تیلور با تفیک کارهای فکری از کارهای بدنی بر جنبه فکری برنامه ریزی که مشتمل است بر نکاتی از قبیل چه کار باید انجام شود؟ چگونه ؟ توسط چه کسی؟ با چه سرعتی و در چه زمانی باید به پایان برسد؟ تاکید بسیار می کرد.

برای رسیدن به این مدل های برنامه ریزی تیلور استفاده از متخصصین سازمانی را که امروزه از آن به عنوان سازمان ستادی یاد می شود عنوان کرد. در نظام مدیریت علمی تیلور استفاده از نظام دستمزد تشویق توصیه شده است. او از مسئولین می خواست که با تعیین وظایف روزانه کارکنان و استانداردهای کار از سیستم تشویق و تنبیه جهت کارکنان استفاده کند. وی معتقد بود که مدیریت باید به جای توجه به هزیه نیروی کار توجه خود را به قیمت تمام شده یک واحد تولید معطوف کند. هدف تیلور رساندن بازدهی هر یک از کارکنان به حداکثر تونایی بود و برای رسیدن به این مقصود از مدیران می خواست که نسبت به بهبود شرایط محیط کار و کاهش فعالیت بدنی در کار اقدام کنند. و برای هر یک از کارکنان شرایطی فراهم آورند تا از حداکثر توانایی های خودشان استفاده کنند.

تیلور بحثهای ابزار و امکانات مربوط به محیط کار را به شرح زیر مطرح میکند :

1-   زمان وزمانسنجی

2-   ابزار ولوازم و تجهیزات

3-   بحث سرپرستی تخصصی و روش

شعار مدیریت علمی : انتخاب بهترین روش برای انجام هرکار. بحثهای اولیه مدیریت و مالکیت بوده است .

هدف مدیریت علمی : تعریف جنبه های مختلف رابطه بین ماشین و نیروی کار که به جای تاکید بر روشهای سنتی مجموعه ای از مشاغل کارگری را تحلیل و زمان ابزارهای لازم برای انجام کا را در نظر بگیریم (: تعریف جنبه های مختلف بین رابطه ماشین- کارگر. برای این منظور باید به جای تاکید بر روش های سنتی، مجموعه ای از مشاغل کارگری را تحلیل و زمان و ابزارهای لازم را برای انجام کار را نیز مطالعه کرد.)

چهار اصل به عنوان اصول مدیریت علمی به شرح زیر است :

1-   گزینش علمی کارکنان و آموزش آنها ایجاد علم واحدی برای اجرای هر جزء کار

2-   تقسیم کار مساوی و مسئولیت بین مدیران و کارکنان

3-   همکاری بین مدیریت و بین کارکنان همکاری صمیمانه مدیریت و کارکنان

4-   ایجاد علم واحد برای اجرای هر جزء از کار گزینش علمی کارکنان و آموزش آنان

5-   میزان حقوق متناسب با استانداردهای کار

6-   مسئولیت مدیران مهم است و آنها نیز قابل مواخذه هستند .

7-   هماهنگی میان کارها

اصول تیلور به بیان دیگر: هر مدیر باید زمان سنجی داشته باشد و برای هر کار شیوه عمل یکسان با شرایط یکسان ایجاد کند. / اصول واحد برای هر کار/ ایجاد نظام گزینش / هماهنگی میان کارها: همه با هم کار کنند نه هرکس برای خودش/ اشتراک در وظایف و مسئولیت ها: مسئولیت مدیران هم مهم است و آنها هم قابل مواخذه هستند / اهمیت تقسیم کار برای افزایش کارآیی / میزان حقوق متناسب با استاندارد / یکنواخت کردن کارها

 

معایب و محدودیت های مدیریت علمی تیلور:

بزرگترین محدودیت و نارسایی مدیریت علمی تیلور این است که بر مدل انسان اقتصادی متکی است که در آ« صرفا انگیزه های مادی و پرداخت بیشتر مورد توجه است به همین دلیل به نقش افراد و روابط آن ها با یکدیگر کمتر توجه شده و اصولا تنها ساختمان و ترکیب سازمانی رسمی مورد توجه قرار می گیرد. به طور خلاصه کم بها دادن به عامل انسانی و برداشت های ناقص و ساده ؟؟؟؟ از انگیزه های رفتار انسان اشکالات و نارسایی های روشن و مشخص مکتب مدیریت علمی است.

نقدهای وارده به مکتب کلاسیک :

1- روابط انسانی نادیده گرفته میشود ( کار محور است نه انسان محور ) پیامد آن اعتصابات محیط کارگری و...اصولی که مطرح می شود باید قابلیت اجرایی داشته باشد اما اصول مکتب کلاسیک توسط تیلور همیشه جواب نمی دهد. همه اصول کار باید قابلیت اجرا شدن داشته باشد نه فقط برخی اصول

2-   خلاقیت از بین میرود .

3-   نداشتن انعطاف پذیری

4-   بازدهی کار به دلیل تمرکز قدرت پایین می آید .

5-   بعضی از اصول قابلیت اجرایی دارد نه همه اصول .

 

پایان جلسه د.وم : حسنعلی نوروزی

Back to Top

Template Design:Dima Group