امام علی عليه ‏السلام :
بخشش كارگزاران از اموال مسلمانان، ظلم و خيانت است.

بسمه تعالی

کارآفرینی :

جلسه چهارم : خلاقیت

مقدمه

با پیشرفت روز افزون  دانش و فناوری و جریان گسترده اطلاعات امروز،  جامعه نیازمند اموزش مهارت هایی است که با کمک آن بتوان همگام با توسعه علم و فناوری به پیش برود هدف باید پرورش انسان هایی باشد که بتوانند به خوبی با یکدیگرارتباط برقرار کرده و با بهره گیری از دانش جمعی و تولید افکار نو به سوی یک جامعه سعادتمند قدم بردارند.  زمانی سخن گفتن از خلاقیت غیر ضروری می نمود  اما سیر تحولات دنیا ما و سازمان های ما را به نقطه ای رسانده که بدون خلاقیت ونمیتوانیم به هدف های خود برسیم .

 خلاقیت نه تنها منبع مهمی برای کسب سودهای ناشی از رقابت است بلکه ضرورتی برای بقا محسوب میشود. علاوه بر این ماهیت کار آفرینی در خلاقیت نهفته است، خلاقیت از ان جهت برای کار افرینان مهم است که آن ها دارای ابزار های متعددی همچون افراد ، سرمایه ، ایده و تفکرات هستند و برای موفقیت نیاز دارند که این ابزار ها را به شیوه های جدید و متفاوتی سازماندهی کنند، بنابر این خلاقیت یکی از شروط لازم برای موفقیت فعالیت های کار آفرینانه  محسوب میشود.

ضرورت خلاقیت :

اکنون شرایط محیطی کسب و کار به قدری پیچیده پویا و نامطمئن گردیده است که دیگر نمیشود با روش های تفکر قبلی مسائل و مشکلات امروز را حل کرد همانطور که حل مسائل قبلی با روش جدید کار ساز نیست لذا یک تغییر و تحول اساسی در نظام فکری لازم است.

کمال انسانی در گرو نو بینی و نوگرایی اوست  از این رو  تا انسان به کمک قوه خلاقیت از قالب های ذهنی پوچ و غلط نجات نیابد نمیتواند به جایگاه حقیقی خود برسد.

نقش و اهمیت خلاقیت :

1 - خلاقیت یکی از اساسی ترین و بنیادی ترین ویژگی های خاص انسان و مظهر خلیفه الهی انسان در کره زمین است

2 - مجموعه تمدن انسانی محصول خلاقیت ها و نواوری انسان است

3 - خلاقیت و نواوری یک از اصلی ترین اهداف تعلیم و تربیت است

4 - خلاقیت و نواوری عامل بهبود مستمر کیفیت زندگی و افزایش رفاه و آسودگی و رفع مشکلات است.

5 - خلاقیت و نوآوری موجب رشد و توسعه اقتصادی علمی، صنعتی و عامل بهبود مستمر کیفیت زندگی و افزایش رفاه و آسودگی و رفع مشکلات و موانع است.

6 - همه سازمان ها کارخانه ها کلیه تولیدات محصولات و خدمات حاصل خلاقیت است.

تعریف خلاقیت :

صاحب نظران از جنبه های  مختلف تعریف های گوناگون برای این واژه ارائه نموده اند . در اینجا برخی از تعریف های خلاقیت بیان میشود.

1 - خلاقیت ، عبارت از توانایی نگاه جدید و متفاوت به یک موضوع و به عبارتی فرایند شکستن و دوباره ساختن دانش خوددرباره یک  موضوع وبه دست اوردن بینش جدید نسبت به ماهیت آن است. (ورتهایمر1959)

2 - خلاقیت تولید ایده های جدید و مفید در همه زمینه ها است (ترزا آمابیلی )  Top of Form

 3 - برخی صاحب نظران خلاقیت را مترادف حل مساله دانسته اند و عده ای دیگر آن را ابزار حل مساله  میدانند.

4 - همچنین خلاقیت را میتوان متفاوت دیدن مسائل و مشاهده امور به شیوه ای تازه که قبلا به ان توجه نشده است تعریف کرد.

همانطور که ملاحظه میشود در تعاریف خلاقیت بر توانایی هایی اشاره میشود که قابل پرورش بوده و میتوان انها راافزایش داد. بنابراین خلاقیت قابل تعمیم به تمام افراد جامعه  می باشد و همگی از درجاتی از خلاقیت برخوردارند. امروزه دیگر بحثی راجع به اینکه خلاقیت ذاتی است یا اکتسابی وجود ندارد بلکه دنیای امروز تلاش میکند خلاقیت و مباحث مرتبط با آن راچه در زمینه روانشناسی و علوم تربیتی و چه در زمینه مدیریت کسب و کار به درستی بشناساند و ابعاد مختلف ان را توسعه دهد.

فرایند خلاقیت :

مراحل خلاقیت ممکن است به فعالیت قوه درک و خرد انسان یا مراحل مجزا ولی به هم پیوسته تعریف میشود که انسان رابه ره یافت هایی هدایت کند. نویسندگانو صاحب نظران این مراحل را به گونه های مختلف مطرح کرده اند.

بر اساس مدل" گراهام والاس" که پایه و وجه مشترک بیشتر مدل های خلاقیت است، خلاقیت شامل چهار مرحله است :

مرحله اول : دوره آمادگی   

مرحله دوم : دوره پرورش

مرحله سوم : دوره بصیرت  

مرحله چهارم : دوره ازمایش

مرحله اول : دوره آمادگی

در این دوره، ابتدا شخص در مورد موضوع یا مسئله مورد نظرش به جست و جوی اطلاعات  میپردازد و سعی میکند موضوع را به خوبی بشکافد تا ریشه ی ان را در یابد. همچنین سعی می کند پیش فرض های ذهنی درست و غلط در باره موضوع را شناسایی نموده تا نهایتا به ایده های مختلفی دست یابد. هر چند که قبل از این موارد باید بینش مناسبی نسبت به فکر جدید داشته باشد و نسبت به موضوع حساس باشد

 مرحله دوم : دوره خواب (پرورش)

چنانچه فرد بعد از دوره اول به نتیجه نرسد بعد از مدتی دچار دلسردی ، نا امیدی، عصبانیت و احتمالا شک نسبت به توانایی های خود میشود. لذا در این هنگام است که کار متوقف میشود حتی برای ساعتی یا هفته ای و بلکه ماه ها و سالها در ایندوران در واقع در هیچ لحظه ای کار متوقف نمیشودبلکه موضوع به ضمیر نا خود اگاهسپرده میشودو هر لحظه  ممکن است فرد به راه حلی دست یابد،

اینکه فرد به ارزش ضمیر نا خود اگاه و اگاهی از قدرت ان پی ببرد و برای حل مسئله کار را متوقف سازد اهمیت دارد.

می توان گفت این دوران مثل دورانی استکه تخم پرنده زیر بال و پر در حال رشد و پرورش است. بدین ترتیب پس ازجمع اوری اطلاعات ذهن خود را در ارامش قرار دهید، احتمال ایجاد فکر جدید خواهد بود.

 مرحله سوم :  دوره بصیرت ( روشنی)

بعد ازسپردن موضوع به ضمیر نا خود اگاه شخص باید حواس خود را با امواج و فرکانس های ارسالی از ان منبع لایزال و پر قدرت تنظیم و در واقع چشم به راه و گوش به زنگ باشد تا اشاره های رسیده را جذب ، ثبت و درک  کند. در این مرحله است که شخص در یک لحظه متوجه راه حل مسئله می شود و می گوید آهان .

مرحله چهارم : دوره آزمایش و ارزش گذاری

راه حلی که در مرحله سوم به ذهن شخص می رسد در واقع راه حل کلی است که لازم است ابتدا آزمایش و سپس مطابق وضع مورد نیاز شکل داده شود و نهایتا کاربرد های مختلف آن مشخص  می گردد

البرشت (1987) در زمینه خلاقیت ، مراحل عملی و قابل اجرا تری را که از پنج مرحله تشکیل شده است پیشنهاد میکند که عبارتند از:

1 - جذب اطلاعات

2 - الهام

3 - آزمون

4 پالایش

5 -  عرضه

البرشت معتقد است که شخص خلاق  اطلاعات  پیرامون خود را جذب میکند و برای بررسی مسائل رهیافت های مختلفی را مورد بررسی قرار میدهد. زمانی که ذهن فرد خلاق از اطلاعات خام انباشته شد به طور غیر قابل محسوس شروع به کار می کند و پس از تجزیه و تحلیل و ترکیب اطلاعات، رهیافتی برای مسئله ارائه میکند.

 

پایان جلسه چهارم : حسنعلی نوروزیBottom of Form

 

 

Back to Top

Template Design:Dima Group