امام علی عليه ‏السلام :
بخشش كارگزاران از اموال مسلمانان، ظلم و خيانت است.

بسمه تعالی

گفتمان انقلاب اسلامی ، حضرت امام (ره) ومقام معظم رهبری :

نفوذ :  بخش دوم حوزه  نفوذ فرهنگی

اهداف آمریکا در رویکرد تعاملی خود با ایران ( نفوذ) در فضای پساتوافق :

آمریکایی ها با توجه به تجربه تاریخی که از تعاملات مختلف با ایران بعد از انقلاب کسب کرده اند، اهداف پنهانی که برای نفوذ در ارکان اصلی ج.ا.ا. برای خویش تدوین و طراحی کرده اند را می شود به صورت ذیل مطرح کرد:

1 - تسلط بر فضای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی ایران

2 - محاصره ایران در مرزها و تضعیف عمق  استراتژیک انقلاب اسلامی

3 - تغییر رفتار و ساختار انقلاب اسلامی.

غربی ها و بخصوص آمریکایی ها، برای پیگیری اهداف سه گانه خویش در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران در حوزه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی راهبردهایی را طراحی کرده و در حال پیگیری آن ها می باشند. با توجه به چارچوب نظری که در بالا مطرح شد، برای توضیح راهبردهای عملی آمریکا در سطوح یاد شده، ابتدا به بسترها و شرایط مناسب داخلی در بحث نفوذ اشاره شده و پس از آن طرح های دشمنان برای سوء استفاده از شرایط داخلی و پیگیری پروژه نفوذ برای رخنه در کشور را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

 

انواع یا روش های نفوذ:

1- فرهنگی و فکری

 2- سیاسی

 3- اقتصادی

 4- امنیتی

مقام معظم رهبری چهار نوع نفوذرا مطرح کرده اند و تاکید کرده اند که نفوذ فرهنگی و فکری از همه انواع دیگر نفوذ خطرناک تر و مهم تر است، و بعد از آن نفوذ سیاسی است، سپس نفوذ اقتصادی و در انتها نفوذ امنیتی از درجه اهمیت برخوردارند.

«  نقشه‌ی دوّم دشمن نفوذ است؛ میخواهند در کشورهای اسلامی و در کشورهای این منطقه، یک نفوذی به‌وجود بیاورند که تا ده‌ها سال ادامه داشته باشد. امروز آمریکا آبروی گذشته را در این منطقه ندارد؛ میخواهند این را بازسازی کنند. در کشور ما هم قصدشان همین است؛ در ایران هم نیّتشان این است. آنها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته‌ای -این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا؛ هم اینجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول، هم آنجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول- نیّت آنها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به طور قاطع خواهیم بست؛ نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آنها را، نه حضور سیاسی آنها را، نه نفوذ فرهنگی آنها را؛ با همه‌ی توان -که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است- مقابله خواهیم کرد؛ اجازه نخواهیم داد».

(دیداراعضای مجمع جهانی اهل بیت علیهم‌السلام واتحادیه‌ی رادیو وتلویزیون‌های اسلامی، 26/5/1394).

«عرض کرده‌ایم، امروز نفوذ دشمن یکی از تهدیدهای بزرگ است برای این کشور؛ دنبال نفوذند. نفوذ یعنی چه؟ نفوذ اقتصادی ممکن است، که البتّه کم‌اهمّیّت‌ترین آن نفوذ اقتصادی است؛ و ممکن است که جزو کم‌اهمّیّت‌ترین [هم] نفوذ امنیّتی باشد. نفوذ امنیّتی چیز کوچکی نیست امّا در مقابل نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، کم‌اهمّیّت است. نفوذ امنیّتی عوامل خودش را دارد، مسئولین گوناگون -از جمله خود سپاه- جلوی نفوذ امنیّتی دشمن را با کمال قدرت ان‌شاءالله میگیرنددر زمینه‌های اقتصادی، چشمهای بینای مسئولین اقتصادی بایستی باز باشد و مواظب باشند که [دشمنان] نفوذ اقتصادی پیدا نکنند؛ چون نفوذ دشمن پایه‌ی اقتصادِ محکم را متزلزل میکند. ... این هم البتّه خیلی مهم است؛ امّا در قبال نفوذ سیاسی و نفوذ فرهنگی اهمیتش، کمتر است و از همه مهم‌تر، نفوذ سیاسی و نفوذ فرهنگی است.»

(بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى 25/6/1394).

بسترهای نفوذ در داخل کشور:

بسترها ناظر به شرایط  و زمینه های داخلی است که فضای مناسب را در خدمت راهبردها و برنامه های نفوذ کشور های مهاجم(چه نفوذ فردی و چه نفوذ جریانی) [1]را در داخل کشور  مهیا و آماده می کند. این بسترها در واقع همان زمینه های مکمل نفوذ می باشند که مقام معظم رهبری بیان کرده اند. که در این نوشتار سعی شده که ابتدا به بسترهای نفوذ در عرصه های مختلف اجتماعی اشاره شده و در ذیل هر حوزه، راهبردها و سیاست های نفوذ دشمن و همچنین راهبردهای سد نفوذ را مطرح خواهیم کرد.

 

حوزه نفوذ فرهنگی:

الف-  بسترهای فرهنگی نفوذ

ب- راهبردهای نفوذ فرهنگی دشمن

ج - روش های نفوذ فرهنگی در جامعه

د - سیاست های سد نفوذ فرهنگی

بسترهای فرهنگی نفوذ :

1 - ناکارآمدی نهادها و ساختارهای جامعه پذیر کننده داخلی(فرهنگی، آموزشی، سیاسی و ...)

2  - شکل گیری طبقه متوسط جدید با اهداف، آرمانها و ارزش های فرهنگی، سیاسی متفاوت با ارزش های انقلاب(نسل جدیدی که متفاوت فکر می کنند، متفاوت می اندیشند و متفاوت عمل می کنند).

3  - تغییر در سبک زندگی مردم ایران از سبک زندگی ایرانی- اسلامی به سبک زندگی غربی:

ناکارآمدی نهادها و ساختارهای جامعه پذیر کننده داخلی(فرهنگی، آموزشی، سیاسی و ...)

هر نظام سیاسی از یک « ایده » اصلی تشکیل شده که بر اساس آن ایده اصلی، دست به ساختارسازی در حوزه هاي مختلف سياسي، فرهنگی، اجتماعي، اقتصادي، نظامي و ... مي زند.

 

اين ساختارهای ایجاد شده باید: اولا؛ برآمده از ایده یا نگرش اصلی نظام سیاسی باشند. به فرض مثال، نمي شود ايده اصلي نظام سياسي، ايده توحیدی بوده، اما ساختارهاي سياسي- اقتصادي آن، برآمده از  ايده سرمايه داري يا ايدئولوژي  ليبرال دموكراسي باشند. ثانيا؛ اين ساختارها باید بتوانند ايده اصلی مد نظر نظام سیاسی و ارزش ها، هنجارها و رفتارهای مد نظر آن در حوزه های فردی و اجتماعی را در درون جامعه تولید و باز تولید كنند. لذا فرآیندی که در طی آن ساختارها و نهادهای جامعه پذیر کننده یک نظام سیاسی، ارزش ها، هنجارها و باورهای مد نظر خود را در درون جامعه تولید، بازتولید، تعمیق و گسترش می دهد را  جامعه پذیری سیاسی می گویند. اگر ساختارهاي موجود توانايي جامعه پذير كردن ارزش ها و هنجارهاي مد نظر نظام سياسي را نداشته باشند، آن نظام سياسي در دراز مدت به سمت اضمحلال، استحاله شدن و سقوط حركت خواهد كرد. اين وضعيتي است كه تحت عنوان نظام «خود نابود ساز» از آن ياد مي شود.ثالثا؛ ساختارها علاوه بر توليد ايده، باید ارزشها و هنجارهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی  و ... خاص ایده اصلی را در درون جامعه تولید، نشر و گسترش دهند،(جامعه پذیری سیاسی مثبت) تا رفتارها و نمادهای مورد نظر حاکمیت زمینه بروز و ظهور پیدا کنند. چرا که  رفتارهای فردی و گرایشات اجتماعی انسانها، بر آمده از نظام معنایی یا نگرشی آن هاست که حوزه جنگ نرم میان گفتمانهای سیاسی و ایدئولوژیک است.

 

اگر ساختارهاي فرهنگی نظام سياسي نتوانند، ايده اصلي مد نظر حاكميت را توليد كرده و در درون جامعه گسترش دهند،(جامعه پذیری سیاسی خنثی)، ايده اصلي توانايي ارزش سازي و هنجار سازي خود را از دست داده، لذا به راحتي توسط ايده‌هاي رقييبي كه در درون جامعه توليد مي‌شوند، احاطه  شده و به محاق خواهد رفت. آسيب جدي كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه ممكن است يك نظام سياسي، نه تنها ايده، ارزش ها و هنجارهاي مد نظر خود را توليد نكرده، بلكه ارزشها و هنجارهاي ايده رقيب را در درون جامعه بوجود آورده و گسترش دهد(جامعه پذیری سیاسی منفی) كه در اين صورت حتما آن نظام سياسي با بحران و تهديد جدي روبرو خواهد شد. چون توليد ايده رقيب، ارزشها و هنجارهاي رقيب يا نظام معنايي جديدي را در دورن جامعه ايجاد مي كند كه اين نظام معنايي جديد، نمادها و رفتارهاي فردي و اجتماعي متضادي با آنچه كه مد نظر حاكميت است را در درون جامعه بوجود آورده كه اين وضعيت نوعي  تضاد هنجاري، ارزشي و رفتاري را در محيط اجتماعي بوجود خواهد آورد.اگر به مرور زمان یعنی  یک دهه، دو دهه، سه دهه و ... ساختارهای نظام(به علت ضعف درونی و قدرت رسانه ای جهانی)  با جامعه پذیری منفی ایده های رقیب را تولید و گسترش داده، زمانی می رسد که خواهید دید یک طبقات اجتماعی جدید با نگرش متفاوت با انچه که مد نظر نظام است و با سبک زندگی کاملا متضاد در درون جامعه شکل گرفته که می تواند بستر مناسبی برای نفوذ در ارکان اصلی آن کشور و ایجاد انقلاب مخملی دشمن باشد و دشمنان کشور می توانند از این پیاده نظام در پروژه نفوذ خویش حداکثر استفاده را ببرند. ( تغییرات فرهنگی و ارزشی در جامعه، به سمت ملت سازی جدید و بعد هم دولت سازی حرکت خواهد کرد). در چنین وضعیتی است که بستري مناسب براي نفوذ عوامل كارگزاري مخالف داخلی(احزاب و گروههای سیاسی معاند داخلی) و گروهها و کشورهای معاند خارجی مخالف نظام حاكم(با امپراطوری قوی رسانه ای) در جهت بسيج عمومي و براي  رسيدن به اهداف مورد نظر  فراهم مي شود. در حال حاضر عمده ساختارهای آموزشی، فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی مستقر در جمهوری اسلامی اگر نگوییم، دچار جامعه پذیری منفی بوده و نظام ارزشی و معنایی مخالف خود را تولید می کنند، به جرات می توان گفت در تولید گفتمان و ایده اصلی انقلاب اسلامی و نظام ارزشی و هنجاری آن دچار ضعفهای اساسی بوده، مساله ای که شکل گیری نیروهای سیاسی اجتماعی جدیدی را در درون کشور ایجاد کرده که دارای ارزش ها و خواسته و مطالبات خاصی بوده که انقلاب اسلامی یا توانایی برآورده کردن آن ها را نداشته و یا حتی پاسخ به نیازها و مطالبات عمومی آن ها به مصلحت کشور نخواهد بود. این جریان جدید می تواند مکملی اصلی برای نفوذ جریان های خارجی به داخل ارکان کشور باشد. در واقع امید اصلی آمریکایی ها در تغییرات داخلی جامعه ایران، همانگونه که در ایام مذاکرات برجام نیز بیان می کردند، همین جریانات و نیروهای اجتماعی جدیدی هستند که با ارزش ها و آرمانهای انقلاب اسلامی فاصله زیادی گرفته اند. بهترین راه برخورد با این جریان های جدید اصلاح آسیب های ساختاری و کارکردی ساختارهای مختلف کشور بخصوص ساختارهای فرهنگی و آموزشی است که نقش مهمی در گفتمان سازی انقلاب اسلامی را بر عهده دارند.

شکل گیری طبقه متوسط جدید با اهداف، آرمانها و ارزش های فرهنگی، سیاسی متفاوت با ارزش های انقلاب(نسل جدیدی که متفاوت فکر می کنند، متفاوت می اندیشند و متفاوت عمل می کنند).

اینکه گستره وجودی این طبقه در درون جامعه چقدر بوده و چه درصدی از جامعه را پوشش می دهد، محل مناقشه است، اما آنچه که مهم است ،این است که در فضای رسانه ای چدید که حدود 73،5 درصد مردم آن ماهواره تماشا می کنند و ضریب نفوذ اینترنت حدود 60درصد می باشد و این وضعیت در حال تشدید نیز می باشد و روز به روز بر گستره و عمق این طبقه افزوده می گردد. این رسانه های جدید در کنار گسترش شگفت انگیز شبکه های اجتماعی در درون جامعه بخصوص در میان جوانان و ظرفیت های عظیم این رسانه ها از یک سو و اینکه این رسانه های جدید اندیشه های سکولار غربی )بعد مدرنیته ای تمدن غربی( را در قالب فیلم ها و برنامه هنری تعیین و تجسم بخشیده و در فضای نخبگی و توده ای جامعه گسترش می دهند، از سویی دیگر به صورتی کاملا فزآینده در حال فربه کردن این جریان جدید اجتماعی در درون جامعه و تشدید و تعمیق شکاف ارزشی و هنجاری میان آن ها با نظام سیاسی می باشند.

طبقه متوسط جدید که محصول توسعه و نوسازی یکصدساله اخیر بخصوص بعد از انقلاب اسلامی است، و در تعامل با ارزش های جهانی بویژه غربی شکل گرفته، دارای ارزش ها، هنجارها و خواسته های سیاسی اجتماعی جدیدی است که معمولا با وضعیت حاکم بخصوص در جامعه در تضاد و تعارض قرار دارند؛ هر چه که بر سطح، گستره، عمق طبقه متوسط جدید و اندیشه ها، افکار، علائق و خواسته های آن ها در جامعه افزایش یابد، با توجه به خودآگاهی عمومی این طبقه که ناشی از تحصیلات بالای آن است، به همان اندازه از یک طرف توانایی تاثیرگذاری انها بر تحولات کشور بیشتر خواهد بود و از طرف دیگر مورد طمع و هدف دشمنان انقلاب اسلامی قرار خواهندگرفت. (قاسمی و زارع زاده، 1392: 56).

خواسته هاي سياسي اجتماعی این جریان جدید در ایران را مي توان در مفاهيمي همچون آزادی های اجتماعی، مسائل حقوق بشری، توسعه سياسي، جامعة مدني، دموكراسي، صلح و مشاركت سياسي خلاصه كرد. يكي از برجسته ترين خواسته هاي سياسي طبقه متوسط جديد، مشاركت سياسي است، لذا گسترش طبقه متوسط جديد، مهمترين زمينه ساز دموكراسي خواهي در جامعه به شمار مي آيد؛ هرچه طبقه متوسط دامنه دارتر شود، دموكراسي خواهي نضج  مي گيرد. لايه هاي گوناگون در طبقة متوسط، امكان شناخت، تصميم گيري، برنامه ريزي و اجرا را از سوي شهروندان براي دولت فراهم مي آورند و از بار مسئوليتها و هزينه هاي آن مي كاهند(مسعودنیا،1390: 70).

بر خلاف آنچه كه برخي از نويسندگان ابراز داشته‌اند، كنش سياسي طبقه متوسط جديد كنش همواره قابل پيش‌بيني، محافظه كارانه و سر به زيري نيست. در واقع برخي رخدادهاي سياسي سال‌هاي اخير نشان مي‌دهد بطور مثال كارمندان كه به لحاظ كمّي مهمترين قشر اجتماعي اين طبقه بحساب مي آيند- مي‌توانند بطور خودآگاه ظرفيت سياسي خود را در رقم زدن يك تحول سياسي سازماندهي كنند. انتخابات مجلس ششم شوراي اسلامی با پيروزي قاطع اصلاح طلبان و در چرخشي انتخابات نهم رياست جمهوري با پيروزي قاطع اصولگرايان را مي‌توان از اين جمله ارزيابي كرد.

اگر تقاضا برای کاهش نابرابری های اجتماعی و اقتصادی یکی از وجوه سلبی خواسته های طبقه متوسط جدید باشد، تقاضا برای مشارکت در سطوح مختلف تصمیم گیری ( از مشارکت اجتماعی گرفته تا مشارکت سیاسی) از وجوه مثبت آن می باشد. ( قریب، 1378: 109-108) هر چند مشاركت سياسي يكي از خواستهاي برجستة طبقه متوسط جديد است، ولي شركت در انتخابات و رأي دادن، پايين ترين سطح مشاركت سياسي به شمار مي آيد و پيوستن به احزاب و انجمنها و دست زدن به اعتراض، راهپيمايي و...  واثرگذاري بر رفتار دولتمردان نيز جنبه هايي از مشاركت سياسي است(مسعودنیا،1390: 72)

طی دو دهه اخیر بتدریج میان طبقه متوسط جدید با نظام سیاسی موجود فاصله و شکاف ایجاد شده است، چرا که  این قشر هم رابطه اقتصادی ضعیفی با حکومت دارد، هم از نظر ایدئولوژیک با ایدئولوژی نظام سیاسی دچار چالش جدی شده است و هم از نظر سیاسی احساس از خود بیگانگی کرده و از مشارکت سازمان یافته در سیاست تا حدی با مشکلاتی روبرو می باشد. لذا در صورت فراهم بودن شرایط و فضای کافی، این طبقه اجتماعی می تواند به یک نیروی سیاسی تمام عیار تبدیل شود، نیروی سیاسی که مورد حمایت و پشتیبانی کشورهای غربی قرار گرفته و با ورود آن ها به ساختار سیاسی کشور بخصوص از طریق سازوکارهای قانونی کشور مثل انتخابات، زمین های نفوذ جریانی در کشور را فراهم می کند. [2] این حریان سیاسی اجتماعی جدید، همان جریانی است که مورد طمع آمریکایی ها نیز قرار گرفته است:

جان کری در این زمینه می گوید:

«گذست 15 سال می تواند تغییرات زیادی در ایران ایجاد کند ... واقعیت این است که این جوانان که 25درصد آنان بیکار هستند آینده می خواهند. اگر به تهران بروید، من نبوده ام ولی دوستان من که رفته اند، به من گفته اند که جوانان دنبال گوشی های هوشمند هستند و می خواهند بخشی از دنیا باشند. من نمی دانم تا 15 سال دیگر چه اتفاقی می افتد جز اینکه می دانم اتفاقات زیادی روی می دهد».

اوباما هم می گوید:

«در داخل ایران باید گذار صورت بگیرد، حتی اگر تدریجی باشد، گذاری که طی آن نسل جدید درک کنند که شعار مرگ بر آمریکا و انکار هولوکاست توسط رهبران  ایران، و تهدید اسرائیل به نابودی و دادن اسلحه به حزب الله، گروهی که در فهرست تروریستی قرار دارد، و کارهایی از این دست، از ایران، در چشم اعظم جهانیان، کشوری طرد شده می سازد. به شما قول می دهم در لحظه ای که رژیم ایران از این نوع گفتار و رفتار دست بردارد، بلافاصله در چشم جهانیان نفوذ و قدرت بیشتری پیدا خواهد کرد. امید من این است که چنین اتفاقی بیفتد. چنین امری نیازمند تغییر در سیاست و رهبری ایران است. تغییر طرز فکر در زمینه رویکرد ایران به بقیه جهان و رویکردشان به کشورهایی مثل ایالات متحده».

تغییر در سبک زندگی مردم ایران از سبک زندگی ایرانی- اسلامی به سبک زندگی غربی:

1 - تغییر در مصرف فرهنگی جامعه.(از رسانه های داخلی به رسانه های خارجی).

2  - تغییر در مصرف جنسی جامعه بخصوص در میان نسل جدید و افزایش ناهنجاریهای اجتماعی.

3  - تغییر در ذائفه های فردی و اجتماعی.

یکی از تحولات و تغییرات اجتماعی مهمی که در حال حاضر در کشور مطرح شده، تغییر سبک زندگی ایرانی اسلامی است.  این تغییر سبک زندگی را به طور خلاصه می توان در چند حوزه به شرح ذیل پیگیری نمود:

تغییر در مصرف فرهنگی جامعه.(از رسانه های داخلی به رسانه های خارجی).

یکی از ویژگی امروزی جامعه ایران، تغییر در مصرف رسانه ای از حوزه رسانه های داخلی به رسانه های خارجی نظیر شبکه های ماهواره ای و اینترنت و  فضاهای مجازی است. در خصوص ضریب گسترش ماهواره در کشور از حدود 60 تا 90 درصد بیان شده است.[3] این حجم از دارندگان و استفاده کننده ها از شبکه های ماهواره گویای این است که دیگر تلویزیون تنها رسانه تاثیرگذار بر افکار عمومی جامعه نیست، و رسانه های خارجی بخصوص شبک ههای ماهواره به راحتی به افکار عمومی جامعه ایران دسترسی داشته و توانایی تاثیرگذاری آن ها بر جامعه ما بشدت بالا رفته است، این مساله بسترمناسبی را هم برای تربیت جامعه بر اساس ارزش ها و هنجارهای جامعه و هم برای تحریک، تهییج افکار عمومی جامعه و همچنین تخریب بنیانها وباورهای فکری و فرهنگی جامعه را در اختیار آن ها قرار می دهد.

تغییر در مصرف جنسی جامعه بخصوص در میان نسل جدید و افزایش ناهنجاریهای اجتماعی.

رشد بی رویه مسائلی مثل افزایش سن ازدواج و زندگی مجردی در عین پایین آمدن آستانه بلوغ و تحریک جنسی در جامعه، افزایش نرخ طلاق، برگزاری های جشن طلاق، ورود زنان مطلقه به چرخه اقتصاد جنسی، مطرح شدن ازدواج سفید، جابجایی در تعاملات محرم و نامحرم بخصوص در میان نسل های جدید، رشد بی رویه ناهنجاریهای جنسی در جامعه، افزایش زنان و دختران معتاد و... نشان دهنده این است که بسترها و شرایط فرهنگی جامعه مهیای نفوذ فرهنگ مخرب غربی در درون کشور بوده و دشمنان با علم و آگاهی به این تحولات درونی جامعه راهبردیهای نفوذ فرهنگی خویش را طراحی و اجرا می کنند.

تغییر در ذائفه های فردی و اجتماعی.

تحت تاثیر نوسازی و توسعه های ناهمگنون و غیر بومی در جامعه نوعی تغییر در الگوهای مصرفی جامعه در حوزه های مختلف خوراک، پوشاک، تجملات زندگی و ... بوجود آمده است. شکل گرفتن این مساله در جامعه ایران هم زمینه استقبال از کالاها و محصولات خارجی مثل برندهای مختلف آمریکایی و اروپایی را در کشور فراهم می کند و هم تحولات فرهنگی خاص خود را به دنبال خواهد داشت. چیزی که نفوذ فرهنگی بیگانگان را در کشور تسهیل می نماید. سرازیر شدن کالاهای مصرفی بخصوص کالاهای خوراکی غربی ها به کشور بعد از برجام، نشان از این دارد که کشورهای خارجی به جامعه ایران هم به عنوان یک بازار مصرف خوب و هم به عنوان ظرفیتی برای تغییرات ذائقه مردم از ان استفاده می کنند.

اجرای سیاست های باز فرهنگی دولت جدید بخصوص در حوزه های اینترنت و فضای مجازی، حوزه سینما و فیلم، مطرح کردن نظریه سوپرمارکت فرهنگی، حمایت از جریان های خاص فرهنگی در حوزه های فیلم و سینما، عدم حمایت از جریان فرهنگی انقلاب مثل جشنواره عمار، نادیده گرفتن شورای نلی فضای مجازی، ارائه طرح خصوصی سازی ساختارهای آموزشی، بخصوص آموزش و پرورش، آموزش عالی و ... ، زمینه های فرهنگی نفوذ را در کشور سهل و آسان خواهد کرد و کشورهای غربی از این فضای باز ایجاد شده نهایت بهره برداری خویش را در راستای نفوذ در ارکان فرهنگی کشور خواهند برد.

ازجمله عواملی که  نفوذ دشمن درزمینه فرهنگی موثر می باشند عبارتند از:

1 - تغییرات ارزشی و هنجاری بخش مهمی از مردم و نخبگان حاکم.

2 - تدوین، طراحی و اجرای سیاستهای فرهنگی غرب گرایانه در حوزه های مختلف فرهنگی( خصوصی سازی غیر حاکمیتی عرصه های فرهنگی کشور).

3- ضعف برنامه ریزی های دقیق فرهنگی در راستای ارزش های دینی و انقلابی در عرصه عمومی کشور.

4- نبود تولیدات فرهنگی کافی و مناسب در کشور

5- وجود جریان روشنفکری وابسته و غربزده در کشور و ریشه دواندن اندیشه های غربی در میان طیف وسیعی از نخبگان فکری فرهنگی و علمی کشور.

6  - ترویج سبک زندگی و نمادهایی غربی از طریق هنر با تاکید بر سینما، سریالها و موسیقی

7 - نمادسازی و برجسته سازی نمادهای زندگی غربی در ایران مثل مک دونالد، کی اف سی، فورد، معماری شهری

8 - حذف تدریجی شعارهای انقلابی و جایگزینی شعار تعامل و تنش زدایی

9- موج جذب نخبگان تاثیرگذار در گرایشات علوم انسانی در قالب بورسیه، فرصت مطالعاتی و مورد مطالعاتی

10- هدایت و تاثیرگذاری نرم بر روی نهادهای آموزشی کشور

11- ایدئولوژی زدایی از سیاست و دیپلماسی کشور

12- شبکه سازی از طریق شبکه های موبایلی و مجازی به عنوان ابزار ارتباط نوین

13- جذب دانشجو از طریق بورسیه و مقالات علمی

14 - گردشگری و تسهیل سفر ایرانیان به خارج از کشور و گردشگری سفر غیر ایرانیان به ایران

 

ب- راهبردهای نفوذ فرهنگی دشمن:

راهبرد آمریکایی ها در بحث توده جامعه، تخریب باورها و اعتقادات دینی و انقلابی مردم در راستای تخریب سبک زندگی ایرانی اسلامی و ترویج سبک زندگی غربی است و در سطح نخبگان علاوه بر تخریب باورهای فرهنگی، ایجاد اشتباه محاسباتی در ذهن و افکار مسئولین را نیز پیگیری می کنند.

مقام معظم رهبری امام خامنه ای در این زمینه می فرمایند:

«دشمن سعی میکند در زمینه‌ی فرهنگی، باورهای جامعه را دگرگون کند؛ و آن باورهایی را که توانسته این جامعه را سرِپا نگه دارد جابه‌جا کند، خدشه در آنها وارد کند، اختلال و رخنه در آنها به‌وجود بیاورد. خرجها میکنند؛ میلیاردها خرج میکنند برای این مقصود؛ این رخنه و نفوذ فرهنگی است.»

(بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى 25 /06/1394 )

«آنها بدنبال تأثیرگذاری بر مردم و تغییر طیف وسیعی از باورهای آنان بویژه جوانان و نخبگان هستند که باورهای اعتقادیِ دینی، سیاسی و فرهنگی مردم از جمله این باورها است.» (رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیس و مدیران سازمان صداوسیما 20/7/1394)

«مردم ما باورهای اعتقادی درخصوص دین، خانواده، مسئله «زن و مرد»، استقلال، مقابله با بیگانه، مردم سالاری اسلامی و مسائل گوناگون فرهنگی دارند و طرف مقابل تلاش دارد این باورها را دستکاری کند و یا تغییر دهد.» (رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیس و مدیران سازمان صداوسیما 20 /07/ 1394 )

«یکی از خصوصیّات حیات طیّبه و خصوصیّات این انقلاب که در قرآن به آن تصریح شده، ایمان بالله و کفر به طاغوت است: فَمَن یَکفُر بِالطّاغوتِ وَ یُؤمِن بِاللهِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَةِ الوُثقی. «عروةالوثقی» یعنی شما مثلاً از یک جای خطرناکی، لغزش‌گاهی دارید عبور می کنید، یک ریسمان، یک چیزی هست که دستتان را می گیرید که نخورید زمین، لیز نخورید، پرت نشوید پایین؛ به این میگویند «عروةالوثقی» اگر ایمان بالله و کفر به طاغوت داشته باشید، این «عروةالوثقی» است. این هر دو با همدیگر است: ایمان بالله، کفر به طاغوت؛ این دو را از هم تفکیک نباید کرد. باز اینجا من اشاره کنم که ایمان بالله را از مردم بسختی می شود گرفت؛ تکیه‌ی تبلیغات دشمنان، روی کفر به طاغوت است؛ کفر به طاغوت را ضعیف کنند بتدریج، این بخش از قضیّه را از دست مردم بگیرند خب بله، ایمان بالله هم داشته باشید، ایمان به طاغوت هم داشته باشید. این نمی شود؛ ایمان بالله با کفر به طاغوت، با هم همدوشند.»

(بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى 25 /06/1394 )

«یکی از راه‌های ورود و نفوذ ، ایجاد خلل در باورها است؛ باور انقلابی، باور دینی. در معرفتهای انقلابی و دینی اختلال ایجاد میکنند؛ رخنه کردن در اینها است. و از همه‌ی طرق هم استفاده میکنند و آدمهای گوناگونی هم دارند؛ استاد دانشگاه هم دارند، فعّال دانشجویی هم دارند، نخبه‌ی فکری و علمی هم دارند؛ همه‌جور آدمی برای ایجاد این رخنه‌ها هستند (بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى 25/6/1394)

راهبردهای نفوذ فرهنگی دشمن  را می توان به صورت ذیل مطرح کرد:

1 - تخریب باورهای فرهنگی جامعه (سوژه سازی، الگوسازی  و الگو دهی فرهنگی هم در عرصه های نخبگی و هم در عرصه های عامه و توده مردم ).

2  - تغییر ذائقه و تاثیر گذاری در فرهنگ، شیوه و سبک زندگی مردم ( والترنیزه کردن، وسترنیزه کردن، سکولاریزه کردن، مک دونالیزه کردن  و ... ). یعنی اینکه دشمن بعد از مدلاسیون و مدل سازی و پیروزی نمایی برای خواص غربگرا، غرب اندیش و غرب باور، به تغییر ذائقه تودگانی و تصرف ساحات شیوه زیستن و سبک زندگی مردم وارد خواهد شد. تجلی فرهنگی نفوذ با نمادهای سبک زندگی آمریکایی آغاز فروپاشی سیاسی و اجتماعی انقلاب اسلامی است و در این پروژه به غایت خطرناک محصولات آمریکایی مثل «مک دونال»، «کوکاکولا»، «والت دیزنی»، «باربی» و ... وارد خواهند شد و فکر و ذهن و جسم جامعه ایرانی را تسخیر خواهند کرد.

3  - تشدید روحیه مصرف گرایی در ایران با تبلیغ کالاهای برند آمریکایی اروپایی و ایجاد نارضایتی از کالاهای ایرانی.

4 - تغییر خطوط قرمز فرهنگی، بخصوص در پوشش، گفتار، سینما، فیلم و رسانه و ....

5 - ترویج و گسترش اخلاق اومانیستی مثل هنر برای هنر، ورزش برای ورزش، انسان باش کفایت می کند، رستگاری قلبی و ...

6  - پیگیری فضای تغییرات نسلی در جامعه ایران و هویت دهی فرهنگی به نسل جدید در راستای فرهنگ آمریکایی.

7 - مدیریت  افکار و ایجاد تغییر در رفتار مسئولین و مردم (جنگ ادراکی و شناختی).

8- تزلزل در آرمان ها و تضعیف روحیه استکبارستیزی و مبارزه با ظلم در میان مردم ایران

9 - ایدئولوژی زدایی از جامعه یا آرمان گریزی ( تغییر هویتی در سطح توده و نخبگان جامعه) .

مقام معظم رهبری امام خامنه ای در این زمینه می فرمایند:

« ایدئولوژی‌زدایی یکی از حرفهای رایج [است.] حالا چند سالی بود، بعد یک چند سالی تعطیل شد، باز دوباره حالا شروع کرده‌اند. از دیپلماسی ایدئولوژی‌زدایی کنیم؛ از سیاست داخلی [ایدئولوژی‌زدایی کنیم]؛ نه، این درست ضدّ حق است، ضدّ حقیقت است؛ معنایش این است که اصول و مبانی انقلاب و اسلام را در سیاست داخلی و خارجی دخالت ندهیم. چطور دخالت ندهیم؟ اصلاً این سیاستها باید براساس این مبانی به‌وجود بیاید؛ در همه‌ی زمینه‌ها این‌جور است. ملاحظه کنید، این نکته‌ی ظریفی است؛ علم، یعنی رفتن به سمت یک واقعیّت، یک واقعیّتی را کشف کردن و آن را دانستن. البتّه در این زمینه ایدئولوژی معنی ندارد امّا اینکه ما دنبال کدام واقعیّت برویم، دنبال کدام واقعیّت نرویم؛ اینجا فکر و عقیده و ایدئولوژی -به قول فرنگی‌مآب‌ها- دخالت دارد. ما دنبال این علم نمی خواهیم برویم؛ این علم، علم مضرّ است. این علم را انتخاب می کنیم، چون علم نافع است؛ علم نافع داریم، علم مضر داریم. بنابراین حتّی در قضیّه‌ی علم هم تفکّر، اعتقاد، عقیده و به تعبیر فرنگی‌مآب‌ها ایدئولوژی، مؤثّر است. مدام می گویند آقا شما این کلمه‌ی انقلاب و مسئله‌ی انقلاب و روحیّه‌ی انقلابی را این‌قدر دنبال نکنید. خب، اینها با هم متناقض است. اصلاً این اقتدار، این نفوذ، به‌خاطر انقلاب است؛ اگر انقلاب نبود، اگر روحیّه‌ی انقلابی نبود، اگر عملکرد انقلابی نبود، این نفوذ وجود نداشت. اینکه شما بانفوذید، شما قدرتمندید، انقلاب را بگذارید کنار که بتوانیم با هم زندگی بکنیم، معنایش این است که انقلاب را بگذارید کنار تا از این قدرت بیفتید تا ما بتوانیم شما را ببلعیم. این را صریحاً به افرادی از جمهوری اسلامی می گویند و توجّه نمی شود به معنا و مفهوم واقعی این حرف. تا کِی میخواهید انقلابی باشید، تا کِی میخواهید مرتّب دم از انقلاب بزنید، بیایید جزو جامعه‌ی جهانی؛ معنای این [حرف] این است که این نفوذی که الان دارید، این قدرتی که دارید، این تأثیرگذاری‌ای که در منطقه دارید، این عمق راهبردی‌ای را که شما در میان ملّتها دارید کنار بگذارید و از دست بدهید؛ یعنی ضعیف بشوید، تا ما بتوانیم شما را ببلعیم. میگویند جزو جامعه‌ی جهانی بشوید؛ خب، مرادشان از جامعه‌ی جهانی، چند قدرت مستکبرِ زورگویِ ظالمند؛ یعنی بیایید در نقشه‌های ما حل بشوید؛ معنای این حرف این است»

(بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى 25/6/1394).

ج - روش های نفوذ فرهنگی در جامعه:

1 - درسطح توده مردم

2 - درسطح نخبگان

در سطح توده:

 تخریب باورها و اعتقادات دینی و انقلابی مردم  و تغییر سبک زندگی آن ها را با روش دیپلماسی عمومی یا مردمی با محوریت رسانه هایی همچون ماهواره ها، اینترنت، شبکه های اجتماعی و فضای مجازی صورت می گیرد. در این سطح، نفوذ دو سطح بهم پیچیده را را در کنار هم به پیش می برند، یکی تخریب باورداشت های عمومی جامعه و دیگری فرهنگ سازی و مدل سازی فرهنگی جایگزین مبتنی بر فرهنگ غیر ارزشی غربی می باشند.

در سطح نخبگان :

علاوه بر پیگیری روش دیپلماسی عمومی، برای ایجاد اشتباه محاسباتی در ذهن نخبگان از روش های دیگری مثل  روش های دیپلماسی مبادله ای یا آموزشی بخصوص برای نخبگان غیر حاکم  نیز استفاده می کنند. در دیپلماسی مبادله ای(آموزشی) که بر پایه ارتباط علمی اقتصادی میان موسسات  فرهنگی، دانشگاهی و... استوار است ، ایجاد نوعی تغییرات شناختی را در میان آن ها دنبال می نمایند. (سفر اعضای موسسه IIE به ایران و بازدید از دانشگاههای مختلف ایران، مشارکت در بخش خصوصی در حوزه های مختلف اجتماعی و همکاری نزدیک میان دستگاهها و نهادهای عمدتا غیر سیاسی، دادن بورس های تحصیلی به دانشجویان و اساتید نخبه کشور و دعوت از اساتید برتر خارجی به کشور، استفاده هوشمند از سازمانهای مردم نهاد، مطرح کردن شرکت های اجتماعی در قالب انجمن های علمی و آکادمیک و ...) روش هایی می رباشند که آمریکایی ها و غربی از آن ها برای پیگیری خط نفوذ خویش در میان نخبگان از آن ها استفاده می کنند.

د - سیاست های سد نفوذ فرهنگی:

1.      ترویج و تقویت هویت و باورهای فرهنگی و دینی مردم

2.      اشراف اطلاعاتی برفعالیت ها و هدایت های فرهنگی غرب

3.      اشراف اطلاعاتی ، کنترل و هدایت سلبی و ایجابی فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و رسانه های صوتی ، تصویری و نوشتاری

4.      نهادینه سازی گفتمان فرهنگی اسلامی و ایرانی وممانعت از ایجاد گفتمان غالب فرهنگی و سوژه سازی فرهنگی غربی

5.      ایجاد ظرفیت های جدید  و خلاقانه داخلی در حوزه های فرهنگی( رسانه ، فیلم ، جراید و ... )

6.       توسعه ظرفیت های علمی و پژوهشی کشور (قدرت تولید علم بخصوص در حوزه علوم انسانی اسلامی ).

7.      ممانعت از گسترش نماد و الگوهای فرهنگی نظام سلطه در کشور

8.      توسعه ظرفیت های ترویجی و تبلیغی برون مرزی( فضای مجازی ، رسانه، حوزه ، دانشگاه و ...)

9.      افزایش ظرفیت های داخلی جذب دانشجو و طلبه خارجی به خصوص از کشورهای اسلامی

10.  بهره برداری از ظرفیت های فرهنگی و رسانه ای کشورها و گروههای همسو

11.  نفوذ و تاثیر گذاری در نهادهای فرهنگی  حریف و رقیب

12.  توجه به نقش تاریخی انقلاب اسلامی در تحقق آرمان ظهور و بحث مهدویت

13.  تبیین الگوی امام و امت و لزوم توجه امت اسلامی به قله جامعه (امام) به جای تمرکز به دامنه ها (شخصیت ها، گروه ها و جریانات سیاسی)

14.  تقویت نفرت تاریخی ملت ایران از آمریکا با مطرح کردن جنایت های آمریکا در ایران و سایر کشورهای اسلامی و حتی کشورهای جهان  و پرورش آرمان گرایی نسل جوان

15.  پیشگیری از تعامل هدفمند موسسات غیر دولتی آمریکایی در حوزه علمی فنآوری با نهادهای منتسب به جامعه مدنی

16.  جلوگیری از ورود برخی شرکت ها به حریم ملت که نماد سلطه سرمایه داری آمریکا و تغییر سبک زندگی می باشند.

17.  معرفی صریح بی حجاب وبدون سانسور غرب و اندیشه غربی(آمار تجاوزات، قتل، وضعیت خانواده، وضعیت جوانان و به خصوص دختران، وضعیت معیشتی عموم مردم، بدهکاریهای عموم مردم به دولت و ...)

18.  بیان چالشهای درون تمدن غرب برای مقابله با نفوذ فرهنگی آمریکایی(مشکلات عمده فرهنگی فرانسه، آلمان ، سوئد و ...)

19.  بیان وضعیت فرهنگی کشورهای دوست و همسایه آمریکا( ترکیه، مکزیک، کلمبیا، کانادا و ...)

20.  ترسیم آرمانشهر ایرانی اسلامی(بیان و ترسیم واقعیات شعارهای انقلاب و غایت تفکر ایرانی اسلامی)

21.  تشریح شعارها و اهداف انقلاب اسلامی با بیان جدید و جذاب برای نسل سوم انقلاب(عدم آگاهی نسل سوم انقلاب از  دلایل و مقدمات انقلاب، زمینه را برای بزک کردن غرب و حس علاقه به رژیم گذشته فراهم می کند.)

 

پایان بخش دوم :   ادامه دارد ......

حسنعلی نوروزی   www.hasanalinorouzi.ir



 

 

 

Back to Top

Template Design:Dima Group